|
النکاح سنتي فمن رغب عن سنتي فليس مني (پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله)، گفتم که بدونيد يه وقت بعدا نگيد نگفتم!
+ نوشته شده در سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 10:24 بعد از ظهر  توسط من
|
اي عاشقان، اي عاشقان گلايه دارم از جهان ، نامردمي از هركران،
آتش به دلها ميزند... همچون زمين و آسمان ، ستاره هاي خون چكان؛
سنگ مصيبت هر زمان بر سينه ي ما ميزند، آتش به دلها ميزند.... دنيا به كام اهل ناز ؛ ما بي دلان اهل نياز...
اين قلب خونين باغِ ما ، داغ شقايق داغِ ما... اي عاشقان، اي عاشقان گلايه دارم از جهان ،
نامردمي از هركران،آتش به دلها ميزند...... ما خسته از رنگ و ريا؛ با درد هر داغ آشنا ...
اين آسمان را پرفروغ ، روي زمين را بي دروغ...
خالي زِ كين ميخواستيم ؛ نيك و نوين ميخواستيم ،
زيباترين ميخواستيم ، كِي اينچنين ميخواستيم!؟؟!؟....... روزي كه قلب اين جهان با عشق و آزادي زند ؛
دنيا به روي مردمان لبخندي از شادي زند...
اي عاشقان ، اي عاشقان؛ از ياد ما ياد آوريد...
دلدادگان ، دلدادگان ؛ با ياد ما داد آوريد ، از ياد ما ياد آوريد..... شادا كه با يگانگي از بند غم رها شويم ؛
به رغم هر بيگانگي ، منو تو با هم ما شويم...
شادا به روزي اينچنين ، چون ما چنين ميخواستيم ؛
آري همين ميخواستيم...
آري همين ميخواستيم
اي عاشقان، اي عاشقان گلايه دارم از جهان ،
نامردمي از هركران،آتش به دلها ميزند...
+ نوشته شده در سه شنبه 27 شهریور1386ساعت 11:12 بعد از ظهر  توسط من
|
نيمه شعبان شد...روز تولد مولودي كه جهان را دگرگون خواهد كرد ...
روز تولد اسطوره ي صلح و آرامش...
روز تولد احيا كننده ي عدالت و حقوق....
روز تولد فرزند صالحان عالم...
روزتولد.... . باين الحسن روحي فداك ... متي ترانا و نراك... . با چه رويي تو صورتشون نگاه كنم؟ ...
چه ادعايي دارم كه با كمال آرامش آرزوي ديدارش را دارم،
غافل از تمامي گناه ها و عصيان هايم!؟ فقط ميدانم كه كرامت و رحمت آنها خدايي است...
از درياي بيكران رحمت الهي سرچشمه ميگيرد...
و من...كويري تشنه تر از هر كوير ديگر...
منتظر قطره اي آب براي ايجاد يك جنگل يقين!!! ... رحمتي خدايي....«الهي انّك غنيٌ عن عذابي و انا فقيرٌ الي رحمتك...
الهي اِن عظم ذنوبي فانت اعظم و ان كَبُرَ تفريطي فانت اكبر
و ان دامَ بُخلي فانت اَجوَد.... ... رحمتي خدايي دارند.... ... يادمه كه يه جا در وصف توكل خوندم كه :
«توكل يعني اعتماد به دارايي هاي خداوعلم به نداشتن ِ خود»
و جالب این که گویا «پوچ گرایان» اعتماد به نفس
بیشتری دارند تا کسانی که برخدا توکل کرده اند...!!!!!!! ... ... ... ....
خيلي ها گفتند:« چرا دير به دير تو وبلاگ مطلب ميزني؟»
منم در جواب گفتم :«هر وقت منفجر بشم(!) مطلب ميزنم»... يعني الان منفجر شدم؟!؟! نه خودم به خودم گفتم :«چرا دير به دير ميري سرچاهت!؟؟!؟»
منم در جواب گفتم:«چاه....خاطره ي قشنگيه براي شيعه ي دلسوخته...(!!!) «تنها يار محرم وصاحب «سرّ» و شيعه ي خاص وعلي شناس...«چاه»...»(1) .. يا صاحب الزمان ... چاه مهدي فاطمه (سلام اللله عليه)كجاست!؟ .................................. هرروز بر دردش اضافه ميكنم....چرا!؟ «تنهايي يعني «بي كسي» ، جدايي يعني «بي اويي»، بي او ماندن.
بي او ماندن يعني اوراداشتن و به او عشق ورزيدن،درهستي،
درعالم،دروجود،جهت داشتن،آرمان متعالي وبزرگ داشتن در هستي،
آدرس داشتن انسان...»(2) ... - چه بايد كرد...؟ - سياهي، بي مقدمه، در حال گسترش است ... - گناهان كوچك شمرده ميشوند... - تكلفات و بندهاي خودساخته روزبه روز افزايش مي يابد... - نااميدي و افسردگي فراگير ميشود... - همسايه از همسايه بي خبر است... - روابط گسسته ميشود و صله رحم قطع... - هركس فقط به غم خود مي انديشد... - و از اسلام تنها نامش باقي خواهد ماند... - چه بايد كرد...؟ - «او» تنهاست... «ما» بي «او»... - چه بايد كرد...؟ ... چرا كسايي كه«دردِ دين» دارند دور هم جمع نميشوند
بلكه دستي در دست هم نهند و قدمي به سوي «او» بردارند؟
دردِ دين هم نيمه كاره شده كه فقط دردشو داريم ولی عملي به سوي
اتحاد و سازندگي برنداريم!؟ غايبان در هپروتند(!!!) ما كجاييم....!؟!؟
حاضران با اظهار وجود قدمي ديگر بردارند....
(1) و(2) : گزيده اي از مطالب مرحوم شريعتي
+ نوشته شده در سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 11:15 قبل از ظهر  توسط من
|
«گندشو دیگه در آوردن... خب معلومه وقتی جوونها یه تفریح سالم
نداشته باشن همین میشه دیگه ... میرن دنبال کثافت کاری...
تو خیابونها ول میگردن... میرن دنبال چشم چرونی و قر و فر... بعد (یه فحش!) ها میبینن گند مملکت در اومده ... به چه کنم چه کنم
میفتن ؛ بجایی که بیان یه کار مفید ، یه تفریح سالم برا جوونها بوجود
بیارن میان با بی حجابی مبارزه میکنن!!...
خودشون که چیزیشون نمیشه ... مردم بیچاره ان که فقط باید
بدبختی بکشن ... اونی که باباش گردن کلفت نیست باید بره بازداشتگاه
وگرنه بچه های یارو که نمیرن که ... کافیه یه کلام بگن
من بچه ی فلانی ام ! تازه با اسکورت میفرستنش خونه............» (!!!)n
نمیدونم تا حالا نمونه ی این حرفها رو چند بار تاحالا شنیدید...!؟
تا کی باید این حرفها ادامه داشته باشه؟
اینقدر هم تخته گاز میرن که تنها راهی که میشه جلوشونو گرفت
تصادف باهاشونه!!! ... تفریح سالم...
یعنی فقط تفریح سالم نیست که وضعیت الان اینه؟ اصلا ازشون
بپرسید تفریح سالم چی هست درست نمیتونن یه تعریف ارائه بدن
ورزش و اردو و فعالیت های فرهنگی و ...
همین هارو میگن با یه ذره کم و زیاد... اگه مشکل اینه چرا همه ی جوونها اینجوری نیستند؟؟ خود من میتونم ۱۰۰۰ تا جوون جلوشون ردیف کنم که به قول
خودشون(!) تفریح خاصی نداشتند و الان هم خودشون
عین سلامتی اند! تفریح خوبه خیلی هم خوبه چیزیه که حتی اسلام هم روش تاکید داشته ...:
بله ! قبول دارم امکانات تفریحی کم هستند و یا در دسترس همه نیستند! ولی این دلیل نمیشه که چون این امکانات وجود نداره جامعه رو فساد بگیره ... کسی که با درونش نتونه کنار بیاد دنبال هر لغو و فجوری ممکنه بره درون که درست نباشه ، هزار تا امکانات تفریحی هم وجود داشته باشه ،
باز اون «جوون» دنبال همون چیزهایی میره که الان رفته...! طرز تربیت بچه ها و محیط اخلاقی و فرهنگی ای که توش بزرگ میشن ؛
اعتقاداتی که باهاشون بار میان و شخصیت اخلاقی اطرافیان هست که
مسیر اصلی شخصیت فرد رو میسازه چرا الان «جوون» هایی که به بچه مذهبی یا حزب اللهی معروف اند؛
بدون داشتن تفریح هات سالم (به قول این افراد) به راه بد کشونده نشدند؟ (صرفنظر از اونهایی که از مذهبی و حزب اللهی بودن فقط ظاهرشو به ارث بردند
و با این ظاهر خیلی از کارهاشون رو جلو میندازن!) اینو که بگیم بهشون میگن:« همه که درونشون ساخته شده نیست ؛
همه عاقل نیستند ...» ...!!! ما که نفهمیدیم چی شد !!! قبول ! همه درونشون ساخته شده نیست و امیالشون کنترل شده! با این فرض، خدا وکیلی اگه تفریح سالم هم فًدوفراوون باشه
دیگه سروگوششون نمیجنبه؟!؟ آیا باید به یه اصول اخلاقی و اعتقادی درست و سالم
(اینجا «سالم» بهتر معنی میده!!) اعتقاد داشت تا به مسیرهای کج کشیده نشد
یا اینکه افزایش امکانات رفاهی فقط تنها راه حله؟ افزایش امکانات آیا از
راه حل های اصلی هست اصلا که بخواهیم در اطرافش مانور بدیم یا نه!؟ واقعا کدوم؟ ... درسته. کم کاری واقعا زیاده ولی آیا من باید منتظر بشینم تا مسائل
خودبخود حل بشن یا دیگران اونها رو حل کنند؟؟ آیا من( ِنوعی) جزئی از این جامعه نیستم؟ آیا عمل ها و افکار من
در این جامعه اثرگذار نیست؟ اگه چند تا از این «من» ها دست به دست هم بدن نمیتونن یه ذره ،
اندازه ی یه قدم هم که شده، کار درست و مثبت و سازنده انجام بدن؟ خدایی نمیشه!؟!؟ این یاس چیه که حاکم شده به این مردم؟! چرا قدرت فاعل بودن رو در خودشون نمبینن؟ چرا خودباوری ندارن؟ در ظاهر ولی چرا ...! هرچی بگی کم نمیارن..بی کم و زیاد ،
یه جواب میذارن کف دستت ، حالا درست و غلطش رو دیگه بیخیال
که چقدر از این جواب ها درست و اصولیه و چند تاشون باطل...!!! همه خودشون کامل قبول دارن...همه عقل کل اند...
همه خوب میدونن...خوب میفهمن...هیچ کس هم کارِ خودش غلط نیست...!!! این بقیه ان که دارن اشتباه میکنن....اصل دردسر ها هم زیر سر حکومته!!! خود مردم بی تقصیرند و معصوم...!!! ... باز هم یه نفس عمیق...یه نفس از سر حسرت....
... چشم هارا باید شست...جور دیگر باید دید
+ نوشته شده در یکشنبه 13 خرداد1386ساعت 4:1 بعد از ظهر  توسط من
|
باز هم فاطمیه آمد...
هر چه گوییم کم گفته ایم در وصف دختر رسول الله ؛
فاطمه الزهراء سلام الله علیهما و علی آلهما
به روایت یک حدیث اکتفا میکنم تا اندکی روشن تر شود که
چقدر قدرناشناسیم نسبت به حبیبهءخدا... : « راوی از اسماء روایت میکند که وی گفت: دیدم فاطمه-سلام الله علیها- دستهای مبارک خود را به طرف آسمان بلند کرده و این دعا را می خواند :
بار خدایا از تو درخواست میکنم به حق محمد
پیامبر برگزیده و اشتیاق او نسبت به من
و به علی مرتضی و حزن و اندوه او بر مصیبت من ،
و به حسن مجتبی و گریه ء او بر من
و به حسین شهید و دل شکستگی و افسردگی او بر من
و به دختران فاطمیات من و حسرت و اندوه آنان بر من
که تو امت گنهکار محمد- صلی الله علیه و آله-را
مورد رحمت و آمرزش خود قرار دهی و آنان را
داخل بهشت نمایی ، به درستی که کریم ترین
مسئولین و مهربانترینِ مهربانانی.»(1)
(1): وفا ة فاطمة الزهرا(سلام الله علیها) للباذری البحرانی :78 ، عنه «بحارالانوار» 43.
+ نوشته شده در یکشنبه 30 اردیبهشت1386ساعت 11:4 بعد از ظهر  توسط من
|
بسم الله الرّحمن الرّحيم
وبندگان خداي رحمان كساني اند كه روي زمين به فروتني
راه مي روند، و چون جاهلان (به ناروا) خطابشان كنند،
سلام گويند ( ودرگذرند).{۶۳}
|