|
اي عاشقان، اي عاشقان گلايه دارم از جهان ، نامردمي از هركران،
آتش به دلها ميزند... همچون زمين و آسمان ، ستاره هاي خون چكان؛
سنگ مصيبت هر زمان بر سينه ي ما ميزند، آتش به دلها ميزند.... دنيا به كام اهل ناز ؛ ما بي دلان اهل نياز...
اين قلب خونين باغِ ما ، داغ شقايق داغِ ما... اي عاشقان، اي عاشقان گلايه دارم از جهان ،
نامردمي از هركران،آتش به دلها ميزند...... ما خسته از رنگ و ريا؛ با درد هر داغ آشنا ...
اين آسمان را پرفروغ ، روي زمين را بي دروغ...
خالي زِ كين ميخواستيم ؛ نيك و نوين ميخواستيم ،
زيباترين ميخواستيم ، كِي اينچنين ميخواستيم!؟؟!؟....... روزي كه قلب اين جهان با عشق و آزادي زند ؛
دنيا به روي مردمان لبخندي از شادي زند...
اي عاشقان ، اي عاشقان؛ از ياد ما ياد آوريد...
دلدادگان ، دلدادگان ؛ با ياد ما داد آوريد ، از ياد ما ياد آوريد..... شادا كه با يگانگي از بند غم رها شويم ؛
به رغم هر بيگانگي ، منو تو با هم ما شويم...
شادا به روزي اينچنين ، چون ما چنين ميخواستيم ؛
آري همين ميخواستيم...
آري همين ميخواستيم
اي عاشقان، اي عاشقان گلايه دارم از جهان ،
نامردمي از هركران،آتش به دلها ميزند...
+ نوشته شده در سه شنبه 27 شهریور1386ساعت 11:12 بعد از ظهر  توسط من
|
|
|